بسیط نمیتواند فاعل و قابل باشد
قاعده بسیط نمی تواند فاعل و قابل باشد از جمله قواعدی است که برای اثبات برخی مسائل فلسفی به آن استناد شده که از جمله آن اضافه کردن قید حیثیت در تعریف قوه است
شرح قاعده بسیط الحقیقه
قاعده بسیط الحقیقه یعنی چیزی که در حقیقت، بسیط و کامل بالذات است و هیچ قیدی ندارد، همه چیز است و وحدت محض است. آنچه مطالعه میکنید خلاصهای از شرح این قاعده است که در کتاب قواعد کلی فلسفه در فلسفه اسلامی نوشته دکتر دینانی به چاپ رسیده است
انقلاب حقیقت محال است
قاعده عقلی و فلسفی انقلاب ماهیت محال است زیرا ماهیت از آن جهت که خود ماهیت است، جز همان ماهیت چیز دیگری نیست مفهومی جز خود آن ماهیت بر آن ماهیت صدق نمی کند.
متحرک به محرک نیازمند است
قاعده هر متحرک به محرک نیازمند است نیازمند بودن هر موجود متحرک به یک محرک را اثبات می کند. که بدون هیچگونه تردید باید آن را به ارسطو، منسوب نمود.
ادراک شده، بر صورت ادراکی مقدم است
به مقتضای قاعده شیء ادراک شده همواره بر صورت ادراکی مقدم است، نفس ناطقه را مبدأ اشیاء قابل ادراک دانستهاند
هر شیء مدرک با آنچه ادراک می کند، شباهت دارد
الشیء إنّما یدرک ما هو شبیهه/ شیخ الرئیس ابوعلی سینا این قاعده را به فیلسوف قدیم یونان انباذقلس که یکی از فلاسفه معروف است، نسبت داده است. هر شیء مدرک با آنچه ادراک می کند، شباهت دارد
ذات شیء هرگز مقتضی نیستی خودش نیست
به مقتضای این قاعده، هیچ چیز خود به خود نابود نمی شود و ذات شیء هرگز مقتضی نیستی خود نمی باشد. بلکه همواره نیستی عارض بر ذات شیء می شود؛ زیرا اگر ذات هر شیء نیستی را اقتضا می کرد، هرگز موجود نمی شد.
اثر یک شیئ از هر جهت با خودش مشابهت کامل ندارد
اثر یک شیئ از هر جهت با خودش مشابهت کامل ندارد. این قاعده فلسفی در دو کتاب معروف صدرالدین قونوی که عبارتند از: نصوص و مفتاح الانس مورد بحث قرار گرفته است
منشأ صدور چیزی منشأ صدور ضد آن نیست
صدرالدین قونوی این قاعده را یک قاعده عام می داند. یعنی هر چیزی که بتواند مصدر یک شیئ و یا اشیاء قرار گیرد، از دایره شمول آن بیرون نخواهد بود. به موجب این قاعده، مبدأ صدور هر شیئ هرگز منشأ صدور ضد خود نیست، بلکه آنچه صادر می شود، همواره با مصدر خویش مناسبت دارد
شیء بدون تشخص یافتن هرگز موجود نمیشود
قاعده «شیء بدون تشخص یافتن هرگز موجود نمیشود» (به عربی: الشیئ مالم یتشخّص لم یوجَد) بین حکماء معروف است و در برخی مسائل به آن استناد نمودهاند
وجود منشأ ایجاد است
وجود مادام که به سر حد وجوب نرسد، ایجاد امکان پذیر نیست؛ چنان که وجوب بدون وجود وجه معقولی نخواهد داشت و این از آن جهت است که وجوب جز ضرورت وجود، چیز دیگری نیست
شیء تا واجب نشود موجود نمیشود
شیء تا واجب نشود موجود نمیشود به عربی: «الشیء ما لَم یَجِب لَم یُوجَد» مادام که شیئ به سرحد وجوب نرسد، هرگز نمیتواند در صحنه هستی ظاهر گردد